عاقا من بلاگفا رو میخوامممم😭😭 همه نوشته هام همه چیم اونجاست آشناها دوستام همه زندگیم 😭اینجا یجوریه سخته کار باهاش 😭
راستی، امروز اینجا عجب برفی بارید ❄️.. زیااد.. هوا هم خیلی سرد تر شده، ولی زود ذوب شد حیف
یه چیز عجیبی که تهران داره اینه که برف اصن نمیباره ، اصلااااا، اگر بباره خیلی کم اونم شمال تهران، آهان اینم عجیب بود برام که میبینی شمال تهران برف میباره اما مرکز تهران هیچی خبر نیست، همکلاسیای تهرانیم همیشه حسرت برف رو دارن ...
حس میکنم لول تهران زود برام باز شد، نمیدونم چطوری بگم، ولی اینکه از یه جای خیلی کوچیک بری پایتخت دچار شوک فرهنگی میشی، من انتظار داشتم لول تبریز برام باز شه بعد تهران که یهو پرت شدم یه جایی که حتی فکرشم نمیکردم ، انگاری یهو از لول یک میری لول ده..
گربه های تهران خیلی بزرگ و کثیفن ، خیییلی ، اون گربه هارو میبینم دلم برا گربه های خودمون میسوزه
همه جا مترو و BRT داره همههه جا، مرکز خرید و بازار خیلی زیاد داره جای گشتنی هم خیلی زیاده خیلی.. البته مزاحم و دزد هم تا دلت بخواد هست.. اکثرا صبح زود میرسم و تو خیابون معتادایی رو میبینم که دور خودشون پتو کشیدن و خوابیدن، ناراحت کنندس ، حتی یکبار یکیشون بهم گفت: آبجی ناموسی.....و من از ترسم انقدر تند تند رفتم که بقیه جمله ش رو نشنیدم😂🫠
قیمت لباس و نمیدونم اینا خیلی خوبه ، فقط خوردنی گرونه
دوست داشتم یه روز برم تئاتر ولی بچها پایه نیستن، عشق بازار و خرید لباسن فقط ، ذوقی برای تئاتر، رفتن به موزه و جاهای تاریخی، اتاق وحشت و چیزای جالب ندارن.. و مجبورم تنهایی برم
همیشه آرزو داشتم از قومیت های مختلف دوست داشته باشم، که بر آورده شد. کرد مازنی گیلکی کرمانشاهی که همشون دوست داشتنی هستند و خوشحالم شناختمشون
- ۱۳ نظر
- ۲۶ دی ۰۴ ، ۰۰:۲۲